بازیهای ماجراجویی سال 2025 نسبت به سال گذشته یک سر و گردن بالاتر بودند. امروز بهترین بازیهای ماجراجویی سال 2025 را آوردهایم.
Blue Prince
بازی ماجراجویی Blue Prince که بیشتر توسط یک توسعهدهنده به نام توندا رُس ساخته شده، در سهماهه اول 2025 به تحسینشدهترین بازی سال تبدیل شد و حتی از بسیاری از عرضههای AAA جلو زد. این بازی که 9 سال در دست ساخت بود، کاملاً ارزش انتظار طولانی را داشت.
هسته اصلی بازی، سیستم «انتخاب و چیدمان اتاقها»ست. بازیکن در نقش وارث املاک Mt. Holly، در جستوجوی اتاق مرموز شماره 46 قرار میگیرد؛ شرطی که عموی بزرگ مرحومش برای دریافت ارثیه برای سایمون پی. جونز گذاشته. در اینجا شما صرفاً در یک محیط ثابت حرکت نمیکنید، بلکه آن را تغییر میدهید. هر بار که به دری بسته میرسید، از میان مجموعهای از کارتهای اتاق، یکی را انتخاب میکنید. این انتخابها ساختار معماها را بهکلی دگرگون میکنند و حس ماجراجویی باحالی میدهد!

در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما پیچیدگیهای پنهان زیادی دارد. هر اتاق قوانین جهتگیری، اتصال و پیشنیازهای خاص خود را دارد. برخی اتاقهای جاهطلبانه به هفت نوع اتاق قبلی نیاز دارند و این موضوع پلیر را مجبور میکند با دقتی شبیه به شطرنج برنامهریزی و ماجراجویی کند.
در عین حال، تصادفی بودن کارتها باعث میشود هیچ دو بار بازی کردن تجربهای یکسان نداشته باشد. امکان حفظ برخی آیتمها بین دورها و دریافت ارتقاهای دائمی هم وجود دارد که مزایایی مثل قدمهای بیشتر، جواهرات یا سکههای اضافه در ابتدای هر دور میدهند.
داستان اصلی بهزیبایی با گیمپلی درهم تنیده شده و در کنار آن، رازهای فرعی مانند ناپدید شدن نویسنده کتابهای کودک، «مریون مریگُلد»، هم قابل پیگیری هستند. در نهایت، تردیدی نیست که Blue Prince موفقترین بازی معمایی و ماجراجویی سال باشد؛ اثری که برای مدتها در خاطرها خواهد ماند.
The Midnight Walk
بازی The Midnight Walk اولین بازی استودیوی مستقل سوئدی MoonHood محسوب میشود که تیمی متشکل از توسعهدهندگان سابق Zoink (سازندگان Lost in Random) است. این بازی یک ماجراجویی اولشخص در جهانی غرق در تاریکیست که بهطور کامل با تکنیک استاپموشن و استفاده از کاموا، خمیر کاغذ، نمد و رنگ ساخته شده.
در این دنیا با دو شخصیت آشنا میشویم: «سوختهشده» (Burnt One)، موجودی زغالگون که از قبر برمیخیزد و در ابتدا قدرت بینایی و شنوایی ندارد. دیگری «پاتبوی» (Potboy) نام دارد، موجودی شبیه به شمع که شعلهاش تاریکی را روشن میکند اما همزمان موجودات گرسنه را به سوی خود میکشاند. این دو با هم همراه میشوند تا ضعفهای یکدیگر را جبران کنند.
آنها سفری را بهسوی «کوه ماه» آغاز میکنند تا خورشید را بازگردانند. در شش فصل بازی، داستانهای مستقلی روایت میشود که سرنوشت جنگلهای تسخیرشده، روستاهای ویران و سرزمینهای فاسد را آشکار میکند. هر داستان به مفاهیمی چون فقدان، پشیمانی و این پرسش میپردازد که آیا واقعاً میتوان گذشته را جبران کرد یا نه.
از نظر مکانیکی، شاید بتوان بازی را «شبیهساز پیادهروی» نامید، اما روایت ماجراجویی آن فوقالعاده تأثیرگذار است! MoonHood از فیلمهای کوتاه سیاهوسفید خیرهکننده استفاده میکند و بدون دیالوگ احساسات را منتقل میکند. با وجود مدتزمان نسبتاً کوتاه (7 تا 8 ساعت)، بازی در تمام طول خود تأثیر احساسیاش را حفظ میکند.
بازی The Midnight Walk ثابت کرده که برای جذب پلیرها، نیازی به مبارزه نیست؛ ارزش هنری و احساسی بهتنهایی میتواند تجربهای ماندگار خلق کند بهویژه اگر با هدست واقعیت مجازی بازی شود.
Keeper
پس از موفقیت بزرگ Psychonauts 2، استودیو Double Fine چهار سال بعد با Keeper بازگشته! این یک بازی ماجراجویی زیبا از نظر بصری و عمیق از نظر مفهومیست. ایده اولیه عجیب و فانتزی دارد: یک فانوس دریایی زنده که در سرزمینی غریب راه میرود و بهتدریج توانایی پریدن، شناور شدن و حتی دستکاری زمان را به دست میآورد.
استودیو از این فضای فانتزی برای روایت داستان اعتماد و رشد میان دو موجود کاملاً متفاوت استفاده کرده: فانوس دریایی و موجودی پرندهمانند به نام «تویگ». فانوس با پرتوهای نور خود در حالت پخششده یا متمرکز بر محیط تأثیر میگذارد و معماها را حل میکند، در حالی که تویگ با فعالسازی اهرمها، رسیدن به نقاط دور از دسترس و کشف رازها کمک میکند. معماها بر همکاری این دو بنا شدهاند؛ هیچکدام بدون دیگری کامل نیست.
محیطهای بازی با تغییر پالتهای رنگی، احساسات مختلفی را منتقل میکنند: سبزهای زنده برای امید، خاکستریهای سرد برای ویرانی و درههای مهآلود صورتی برای شگفتی سوررئال. بازی عمداً دیالوگ سنتی ندارد و همهچیز به تفسیر پلیر واگذار شده؛ موضوعی که شاید برای همه جذاب نباشد، اما ارزش هنری آن انکارناپذیر است.
Lost Records: Bloom & Rage
پس از شکست تجاری Banished: Ghosts of New Eden، استودیو Don’t Nod با Lost Records: Bloom & Rage به ریشههای روایی خود بازگشته؛ اثری که بهوضوح یادآور Life is Strange است.
داستان در دو خط زمانی 1995 و 2022 روایت میشود. در زمان حال، «سوان هالووی» پس از 27 سال به زادگاهش بازمیگردد و با دوستان دوران کودکیاش روبهرو میشود؛ دوستانی که پس از یک حادثه تروماتیک مشترک، سالهاست با هم حرف نزدهاند. در گذشته، تابستانی سرنوشتساز را میبینیم که دوستیِ چهار دختر به چیزی ماورایی تبدیل میشود. آنها گروه موسیقی Bloom & Rage را تشکیل میدهند، شکافی درخشان و مرموز در جنگل پیدا میکنند و پیمانی خونی میبندند که پیامدهای نامعلومی دارد.
شخصیتها کلیشهای نیستند؛ هر کدام با تضادها و دغدغههای انسانی دستوپنجه نرم میکنند. این بازی ماجراجویی بهخوبی فضای دهه 90، دوستیهای صمیمانه پیش از عصر گوشیهای هوشمند و شدت احساسات نوجوانی را بازسازی میکند. اگرچه قسمت دوم بازی واکنشهای متفاوتی برانگیخت، اما در مجموع نشان میدهد Don’t Nod هنوز در روایت تجربه نوجوانی مهارت دارد.
Dispatch
پس از تعطیلی Telltale Games در سال 2018، گروهی از اعضای سابق آن، استودیو AdHoc Studio را تأسیس کردند. اولین بازی آنها، Dispatch، در سهماهه پایانی 2025 منتشر شد و بهسرعت به یکی از آثار برجسته ژانر ماجراجویی تبدیل شد.
داستان Dispatch درباره رابرت رابرتسون سوم است؛ ابرقهرمانی به نام Mecha Man که پس از نابودی ظاهری لباسش، دچار ناامیدی شده. او قدرت خاصی ندارد، اما پیشنهاد میشود بهعنوان اپراتور اعزام مأموریتها در شبکه قهرمانان فعالیت کند. این تیمی که به او سپرده میشود، ابرشرورهای اصلاحشده دارد.
بازی ماجراجویی Dispatch بهزیبایی بین کمدی محیط کار و اعتماد جابهجا میشود. انتخابهای دیالوگ در کنار مدیریت تیم و مأموریتها، تجربهای تازه در فضای ابرقهرمانی خلق کرده. اجرای صداپیشگان مشهوری چون آرون پال و جفری رایت هم کیفیت روایت را دوچندان میکند.
البته بازیهای ماجراجویی دیگری هم در سال 2025 منتشر شدند که ارزش توجه دارند، از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- The Drifter
- Wanderstop
- Amerzone: The Explorer’s Legacy
- Despelote
- Spirit of the North 2
ما اینجا در رسانه خبری بنچیمو آخرین اخبار مرتبط با بازیها و سایر اخبار مرتبط با تکنولوژی را پوشش میدهیم، پس حتماً با ما همراه باشید. شما در مورد بهترین بازیهای ماجراجویی سال 2025 چه نظری دارید؟ با ما به اشتراک بگذارید.



